اخش

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (اِ) ارز. (اوبهی). ارزش. (برهان). ارج. بها. (برهان). قیمت. (اوبهی). نرخ. ثمن :
خود نماید همیشه مهر فروغ
خود فزاید همیشه گوهر اخش.
عنصری (از صحاح اللغه).
و شمس فخری آخش بر وزن آتش بدین معنی آورده است (شعوری) و غلط است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر