اخص

«لغت نامه دهخدا»

[اَ خَص ص] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خص و خصوص. خاص تر. (غیاث). مخصوص تر. ویژه تر. گزیده تر. || کلی که نسبت به کلی دیگری دارای مصادیق کمتری باشد. امری که مندرج در تحت یک کلی باشد. مقابل اعمّ.
-اخصّالخواص؛ خاص ترین خاصان: محقق کردند و متفق شدند که حسن مازندرانی که اخصّالخواص علاءالدین بود... (جهانگشای جوینی).
-بالاخص؛ بویژه. مخصوصاً.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر