اخلیلاق

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) کهنه شدن. (زوزنی).
-اخلیلاق ثوب؛ کهنه شدن جامه.
|| اخلیلاق سحاب؛ برابر شدن و سزاوار باران گردیدن آن. || اخلیلاق رسم؛ محو و برابر زمین شدن آن. || اخلیلاق متن فَرَس؛ املس گردیدن آن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر