ادراء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) آگاهانیدن. آگاه کردن. (زوزنی). دریابانیدن. آموزانیدن. اعلام کردن. آگاهانیدن کسی را حیله ای یا عام است. (منتهی الارب). || فریب دادن. فریفتن. (تاج المصادر بیهقی): ادری الصید؛ فریب داد آنرا. (منتهی الارب). || فروهشتن ناقه شیر را از پستان، گاه نتاج. انزال لبن و ارخاء پستان. فرودآوردن شیر و فروگذاشتن پستان. || خاریدن سر به مدری و مِدری بمعنی شاخ باریک که زنان به وی موی سر راست کنند. (آنندراج). شانه کردن موی را.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر