ادفو

«لغت نامه دهخدا»

[اُ] (اِخ)(1) اتفو. نام شهری بساحل نیل بجنوب اسنا(2). (ابن بطوطه). نام قریه ای است بصعید مصر اعلی بین اسوان و قوص و نخل بسیار و دارای خرمائی است که از بس شیرینی کس بخوردن آن قادر نیست مگر آنکه مانند شکر در هاون بکوبند و بر عصاید پاشند. و از آنجاست ابوبکر محمد بن علی الادفوی، ادیب مقری مصاحب نحّاس. او راست کتابی در تفسیر قرآن مجید در پنج مجلد بزرگ و کتب ادب دیگر و ترجمهء او در معجم الادباء آمده است. (معجم البلدان). ادفو قصبه ای است کوچک به دومیلی ساحل یسار رود نیل به 106 هزارگزی شمالی اسوان. سکنهء آن 20000 تن است و مرکز قضائی است و آن در قدیم شهری بزرگ بوده است و مصریان قدیم آنرا اطبو می نامیدند و یونانیان اپولونیوپولیس بزرگ می خواندند. ویرانه های شهر قدیم اکنون دیده می شود، و رصیف زیبائی از شهر قدیم هم اکنون بر ساحل نیل برجایست و دو معبد قدیم آن شهر نیز موجود است و این دو معبد به ستونها و هیکل ها و خطوط هیروگلیف (خط وحوش) مزین است و هرچند این آثار یکی از اجلهء اثرهای قدیم مصر است لکن بسیار کهن و قدیمی نیست. بناء این معابد بروزگار بطالسه شده است و دلیل است که تا زمان بطلمیوسها صنایع و مدنیت قدیم مصر هنوز بر قوت خویش بوده است و ابوبکر محمد بن علی ادفوی صاحب تفسیر معروف در پنج مجلد و کتب ادبیهء دیگر از مردم آنجاست. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به ضمیمهء معجم البلدان شود. || قریه ای است بمصر از کوره البحیره. (معجم البلدان). || دهی است نزدیک اسکندریه. (منتهی الارب).
(1) - Edfou. (2) - یا: اشنی. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر