«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) بخشم آوردن. در خشم آوردن. (منتهی الارب). اغضاب. || ترسانیدن. (منتهی الارب). || حریص کردن به. حریص گردانیدن کسی را بچیزی. (منتهی الارب). ایلاع. اغراء. مولع بکردن. (تاج المصادر بیهقی). || مضطر کردن بسوی. (منتهی الارب). الجاء به. اضطرار به. || روان کردن. (منتهی الارب). || اذراء ناقه؛ فرودآوردن ناقه شیر را در پستان. || بردامیدن. (تاج المصادر بیهقی). برداشتن و پرانیدن و بردن، چنانکه باد خاک را: اَذرت الریح التراب. (منتهی الارب). || انداختن. || تخم در زمین افشاندن. تخم افکندن. انداختن تخم در زمین. (منتهی الارب). || اشک ریختن چشم. (منتهی الارب). بردامیدن. (تاج المصادر بیهقی). || اذراء از ظهر دابه کسی را؛ افکندن او را چنانکه از بالای زین. نیزه زدن بکسی و انداختن او را از پشت اسب وی. (منتهی الارب). بیوکندن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). انداختن ستور کسی را.