اذمقرار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ مِ] (ع مص) اذمقرار لَبَن؛ پاره پاره شدن شیر. بریدن شیر. وریدورید شدن. || اذمقرار دَم؛ پاره پاره شدن خون. لخت لخت شدن خون.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر