اذین

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) گوش. || (مص، اِ مص) دانست. (منتهی الارب). || دستوری. اجازت و دستوری دادن. || آگاهی. || (اِ) اذان. بانگ نماز. (مهذب الاسماء). || (ص) مؤذن. اذان گوینده. || ضامِن و قبول کنندهء کاری بر خود. || جائی که بانگ نماز از هرجهت در آنجا شنوده شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر