اربساس

«لغت نامه دهخدا»

[اِ بِ] (ع مص) خشم کردن با هم. (از منتهی الارب). ارباس. (از اقرب الموارد). || قدرت یافتن. (از منتهی الارب). || سپس ماندن. درنگ کردن. (از منتهی الارب). استئخار. (از اقرب الموارد). || سست شدن کار تا آنجا که پراکنده شوند. || رفتن در زمین. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تصرف کردن در کار خویش. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر