«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) امید. رجاء. امیدواری. امید کردن. امید داشتن. (غیاث اللغات) (منتهی الارب) : طیره مکن مرا بسوی دوستان بعید کز جمله دوستان سوی تو کردم ارتجا. سوزنی. || ترسیدن از ...