«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) اشتر بفروختن و به بهای آن دیگری خریدن سود را. فروختن ناقه و ببهای آن دیگری خریدن. (منتهی الارب). || عطا که داده باشی بازستدن. (زوزنی). بخشیده را بازگرفتن. || بازگردانیدن. (زوزنی) (غیاث). واگردانیدن. || بازگشتن. بازگشت. || (اِ) عکس العمل(1) . -قابل ارتجاع؛ لمس. خم پذیر. -قابلیت ارتجاع؛(2) خم پذیری. (1) - Reaction. (2) - elasticite.