ارتکاک

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) جنبیدن. لرزیدن. (منتهی الارب). || مرتک گردیدن، یعنی بلیغ نمودن و در وقت مخاصمه عاجز آمدن. || ارتکاک در امری؛ شک کردن در کاری. || سخن آشفته گفتن که فهم نتوان کردن، چنانکه مستی: سکران مرتک.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر