ارجان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بازداشتن ستور را جهت علف. (منتهی الارب). بازداشتن گوسفند از بهر پرواری. (تاج المصادر بیهقی). و مؤلف تاج العروس گوید: ارجنت الناقه؛ اقامت فی البیت و ارجنها؛ حبسها لیعلفها و لم یسرحها، نقله الجوهری عن الفراء، لازمٌ متعدٍ.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر