«لغت نامه دهخدا»
[اُ] (ص) صورتی از اریب در تداول زنان. وُریب. مورب. کج. قناس: اریف بریده؛ یعنی یک سوی آن پهن تر و یک سوی باریکتر و تنگ تر است. ابن العوام در کتاب الفلاحه خود(1) کلمهء «وُراب» را آورده است و دزی در ذیل قوامیس عرب «فی وراب» بمعنی جهت مورب(2) آورده است. ولی ظاهراً اصل این کلمه همان اریف و اریب پارسی است و مورَّب عربی نیز نعت منحوت است از این اصل. (1) - کتاب دوم ص 564 س 11. (2) - Direction Oblique.