«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) گرد آمدن شتران و رفتن آنها. (منتهی الارب). فراهم آمدن شتران. فاهم آمدن و روانه شدن اشتران. (تاج المصادر بیهقی). || راست شدن کار. (منتهی الارب). || مقهور شدن خصم. (تاج المصادر بیهقی). رام شدن خصم. منقاد و مغلوب گردیدن دشمن. یقال: استیدهت الابل و استودهت و استیده الخصم و استوده. || سبک شمردن کسی را. (منتهی الارب).