«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) بیمار سل گردانیدن. (منتهی الارب). به بیماری سل مبتلا کردن. || دزدی. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). دزدیدن. (تاج المصادر بیهقی). || سرقت خفیه(1). || خیانت. (منتهی الارب). || رشوت دادن. (تاج المصادر بیهقی). رشوه. (مهذب الاسماء). پاره دادن. || غارت آشکار. . (فرانسوی) (1) - Larcin