اسنستان

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نِ / اَ سِنِسْ تْ] (اِخ) نام پدرزن وامق است که عاقبت وامق او را بکشت (در داستان وامق و عذرای عنصری). (سروری) (برهان):
بفرمود تا اسنستان پگاه
بیامد بنزدیک رخشنده ماه
بدو داد فرخنده دخترش را
بگوهر بیاراست اخترش را.عنصری.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر