اسهام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بسیار کردن سخن را: اسهم الرجل. (منتهی الارب). || قرعه افکندن. (تاج المصادر بیهقی). قرعه برانداختن: اَسهم بینهم؛ قرعه زدند با هم. || صاحب بهره و شریک کردن. بهره دادن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر