«لغت نامه دهخدا»
[هِ ژِ] (اِخ)(1) غیب گوی یونانی معاصر خشایارشا. وی اهل اله(2) بود و چون اسپارتیها را از خود آزرده بود او را اسیر کرده بودند و او با یک عمل حیرت انگیز از زندان گریخته بود، بدین معنی که با آهن پاره ای پاشنهء پای خود را برید و پایش را از کُند زنجیر نجات داد و از زندان گریخت. (نقل به اختصار از تاریخ ایران باستان پیرنیا ص846 و 847). (1) - Hegezistrate. (2) - Ele.