«لغت نامه دهخدا»
[هُ رَ تَ / تِ] (ن مف مرکب)آنکه هوش خود را از دست داده. بیهوش : بپرسید کآن لعبت دلپسند که هش رفتگان را کند هوشمند...نظامی. رجوع به هُش شود.