هشیار گردیدن

«لغت نامه دهخدا»

[هُشْ گَ دی دَ] (مص مرکب) هشیار گشتن. به هوش آمدن. هشیار شدن :
چو هشیار گردد پدر، بیگمان
سواران فرستد پی من دوان.فردوسی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر