«لغت نامه دهخدا»
[هَض ض] (ع مص) شکستن چیزی را و کوفتن. (منتهی الارب). شکستن. (تاج المصادر بیهقی). شکستن و خرد کردن. (اقرب الموارد). || شکستن، دون هد(1) و فوق رض. || شتاب رفتن شتر. || به روش نیکو رفتن مردم. || برآغالانیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). (1) - در منتهی الارب: جد.