همایی

«لغت نامه دهخدا»

[هُ] (ص نسبی) منسوب به همای. بلندپایه. همایون. همایونی. || (حامص) همای بودن. بلندپروازی. آزادی و آزادگی :
جغد به دور تو همایی کند
سر که رسد پیش تو پایی کند.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر