هم گیر

«لغت نامه دهخدا»

[هَ] (نف مرکب) متصل و ملصق. به هم گرفته و چسبیده. (یادداشت مؤلف).
- هم گیر شدن؛ ملصق شدن ذرات چیزی به یکدیگر. (یادداشت مؤلف). گرفتن و سفت شدن خمیر یا هرچیز ماننده بدان. (یادداشت دیگر).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر