اشبونه

«لغت نامه دهخدا»

[اُ نَ] (اِخ)(1) شهری است به مغرب. (منتهی الارب). لبشونه. لیسبن(2). لیزبون. (دمشقی). شهری به اسپانیا. (نفح الطیب). شهری به اندلس که آنرا لشبونه نیز گویند و آن متصل به شنترین و نزدیک بحر محیط است و در ساحل آن عنبر نیکو یافت میشده است. ابن حوقل گوید: اشبونه بر مصب نهر شنترین بسوی دریاست و گوید از دهانهء نهر که معدن است تا اشبونه و تا شنتره دو روز راه است و جماعتی بدان نسبت دارند. (معجم البلدان). رجوع به قاموس الاعلام ترکی و فهرست حلل السندسیه ج 1 و ج 2 شود.
(1) - Lisbona.
(2) - Lisbonne.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر