هی

«لغت نامه دهخدا»

[هَ] (فعل) به زبان دری و هندی به معنی هست. (انجمن آرا) (برهان) (غیاث اللغات) :
هیم به پلهء نیکی ز یک سپندان کم
به پلهء بدی اندر هزار سندانم.سوزنی.
گفت یارب گر تو را خاصان هی اند
که مبارک دعوت و فرخ پی اند.مولوی.
ساقی اگرت هوای ما هی
جز باده میار پیش ما شی.حافظ.
|| مخفف هستی :
بگفتم که تو بازگو مر مرا
اگر مهتری یا که هی کهتری.نجیبی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر