یارمه

«لغت نامه دهخدا»

[مَ / مِ] (ترکی، اِ) بلغور. جریش. جشیش. گندم که پزند و خشک کنند و سپس به دست آس خرد کنند.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر