اشعاب

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) مردن. (منتهی الارب). اشعاب مرد؛ مردن وی. (از اقرب الموارد). || اشعب عنه؛ جدا شد از وی بدان سان که بازنگردد. (از اقرب الموارد). نیک جدا شدن و مفارقت گزیدنی که از آن بازگشت نباشد. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر