«لغت نامه دهخدا»
[اَ عَ] (ع ص، اِ) مرد اشعث؛ ژولیده موی. مؤنث: شَعْثاء. ج، شُعْث. (منتهی الارب). || گیاه خشک بهمی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || وتد. (اقرب الموارد). وتد و میخ چوبین. (منتهی الارب). || اسب پشت ناخاریده(1). (منتهی الارب). || الذی یتبذل نفسه و لایصونها. (اقرب الموارد). (1) - این معنی در اقرب الموارد نیست.