اشفاق

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) کم کردن. (منتهی الارب). اشفاق چیزی؛ کم کردن آن. (از اقرب الموارد). || ترسیدن و یعدی بمِنْ و حکی ابن درید و ابن فارس شَفَقَ و اشفق بمعنی و انکره اهل اللغه. (منتهی الارب). اشفاق از کسی و بر کسی؛ ترسیدن و بیم داشتن. || مهربانی کردن. و یعدی بعَلی. (منتهی الارب). اشفاق ناصح بر کسی؛ مهربانی کردن به وی و صفت آن مشفق است. (از اقرب الموارد). || حرص ورزیدن. || اشفاق بر کودک؛ مهر و تلطف کردن به وی و اسم آن شَفَقَه است. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر