اشک پیازی

«لغت نامه دهخدا»

[اَ کِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) اشک سرخ :
تا چشم تو آراسته سرنامهء ناز است
از دیدهء عشاق دهد اشک پیازی.
علی خراسانی (آنندراج).
و رجوع به اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی و اشک خونین شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر