اشک چیدن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ] (مص مرکب) کنایه از اشک پاک کردن :
میکند با آستین جوهر ز روی تیغ پاک
آنکه می چیند بدامن اشک از مژگان من.
صائب (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر