«لغت نامه دهخدا»
[اِ کَ] (اِ) غار. (جهانگیری). غار و رخنهء کوه و اصل در آن شکاف و شکافته بوده. (انجمن آرای ناصری). مغاره و غار و رخنهء کوه. (ناظم الاطباء). شکفت : برون آمد ز دروازه شتابان نهاده روی زی اشکفت دیوان. (ویس و رامین).