اشکو

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (اِ) سقف خانه. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). مخفف اشکوب بمعنی سقف. (فرهنگ نظام). || هر مرتبه از پوشش خانه و بعربی طبقه خوانند. (برهان). و آنرا اشکوب نیز گویند. (انجمن آرا). هر طبقه و مرتبهء خانه. (فرهنگ نظام) :
ای قبلهء بیت الحرم(1) عالم ششدر
وی سدّهء خاک درت ایوان نه اشکو(2).
سنائی (از آنندراج) (از فرهنگ نظام).
اشکوب. (جهانگیری). و رجوع به شعوری ج 1 ص 141 و آشکوب و اشکوب شود.
(1) - ن ل: عام تو.
(2) - در جهانگیری بیت به حکیم آذری نسبت داده شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر