اشکوخ

«لغت نامه دهخدا»

[اَ / اِ] (اِمص) لغزش را گویند که از لغزیدن است و امر بدین معنی هم هست یعنی بلغز و از پای درآی. (برهان) (هفت قلزم) (آنندراج). و مصدر آن اشکوخیدن است. (انجمن آرا). اشکوخ و شکوخ لغزش بود و بسردرآمدگی. (از رشیدی). لغزیدن. (سروری) (شعوری)(1). || مجازاً، سهو و خطا. (ناظم الاطباء). || خزیدن و شکوخ نیز گویند. (شعوری) (سروری). رجوع به اشکوخیدن و شکوخیدن شود.
(1) - در شعوری ضبط آن بفتح همزه است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر