اشلاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) توبره بنمودن ستور را تا بیاید و انس گیرد: اشلی دابته اشلاءً. || خواندن ناقه را برای دوشیدن: اشلی الناقه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). خواندن بهیمه را. (زوزنی). خواندن بهیمه. (تاج المصادر بیهقی). || خواندن سگ را تا برآغالاند بر صید: اشلی الکلب. (منتهی الارب). برانگیختن سگ بر شکار. و ابوزید گفته است: سگ را خواندن: اشلیت الکلب؛ دعوته. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر