اشناگر

«لغت نامه دهخدا»

[اَ گَ] (ص مرکب) شناگر. سباح. اشناور. شناور. بر آب رونده. (سروری). و رجوع به اشناور شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر