«لغت نامه دهخدا»
[اِ دِ] (اِخ)(1) (1805 - 1875 م.). از صنعتگران و مخترعان فرانسه بود که در سیاست نیز دست داشت. تفنگ معروفی بهمین نام از اختراعات اوست. در قصبهء بیدسترف در خانواده ای اشرافی تولد یافت و نخست در بانک کار میکرد، آنگاه (1836) بمدیریت کارخانهء آهن کروزت برگزیده شد و در آن اصلاحات مهمی بعمل آورد و کارخانه را از اضمحلال نجات بخشید و در راه رفاه کارگران کارخانه که به 15 هزار تن رسیده بودند منتهای عنایت مبذول داشت و موجبات تربیت فرزندان کارگران را فراهم آورد. سپس در سال 1845 دولت فرانسه او را به مستشاری ایالت سائون بالوآر برگزید و پس از چندی مردم آن ناحیه او را بنمایندگی پارلمان انتخاب کردند. پس از انقلاب 1848 از کارهای دولتی دوری گزید لیکن در سال 1851 ناپلئون سوم او را به وزارت بازرگانی و کشاورزی برگزید و در سال 1867 بریاست پارلمان برگزیده شد. پس از سقوط ناپلئون بار دیگر به کارخانه بازگشت و در تکمیل و اصلاح سلاحهای گرم ابتکارات بسیاری از خود نشان داد. (1) - Schneider.