اشهاب

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) اشهاب سنه قوم را؛ لاغر گردانیدن سال مواشی قوم را،(1) کذا فی نسخه من القاموس. (منتهی الارب). اشهاب عام قوم را؛ برهنه کردن ضیاع و مرغزارهای آنان را از گیاه و ریشه کن کردن آنها را. (از المنجد). || اشهاب فحل؛ بچهء سبزخنگ آوردن گشن. (منتهی الارب). بچه های سبزخنگ آوردن فحل. (از اقرب الموارد).
(1) - ترجمهء این عبارت است: جَرَّدَتْ أموالَهم و استأصلتها. صاحب منتهی الارب اموال را که بمعنی مرغزارهای با درخت و ضیاع نیز آمده بمعنی مواشی گرفته و «جرَّدَتْ» را بمعنی لاغر گردانیدن آورده است، در صورتی که اگر اموال را بمعنی ضیاع بگیریم لازم نیست کلمه را از معنی اصلی آن به مفهومی مجازی ببریم که در لغت استعمال نشده است. و در اقرب الموارد چنین است: أشْهَبَت السَنَهُ القومَ؛ جَرَّدَتْ أموالَهم؛ ای استأصلتها.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر