«لغت نامه دهخدا»
[اِ کَ دَ] (مص مرکب) گواه گرفتن. گواه حاضر آوردن. گواهی خواستن: شهری جماعتی ثقات را بر آن گواه گرفت و اشهاد کرد. (سندبادنامه ص303).