اشیم

«لغت نامه دهخدا»

[اَشْ یَ] (ع ص) باخال. ج، شیم. (منتهی الارب) (آنندراج). آنکه نشان مادرزاد دارد. خالدار. مؤنث: شَیماء. || از رنگهای اسب است، بدینسان که اگر در بدن اسب رنگهای مختلفی بجز رنگ سپید دیده شود و این رنگهای گوناگون کوچک و پراکنده باشد و مقادیر آنها نیز با هم متفاوت بنظر آید، آنگاه گویند اشیم. (از صبح الاعشی ج 2 ص18).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر