«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) خریدن یا فروختن مُصرّاه(1) را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بیع کردن مصراه را. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). و رجوع به مصراه شود. (1) - مُصَرّاه؛ ناقه و مانند آن که آن را نادوشیده باشند تا شیر در پستان آن جمع شود و بزرگ پستان و پرشیر نماید. (منتهی الارب).