اصرار کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کَ دَ] (مص مرکب)ثبات و دوام ورزیدن و ایستادگی کردن در کاری. و نیز لجاجت کردن و ایستادگی نمودن. (ناظم الاطباء). سماجت کردن. مُصِر بودن. ابرام کردن. پافشاری داشتن. اصرار ورزیدن. و رجوع به اصرار ورزیدن شود :
کند در ره نوشتن ها چو اصرار
سمش آب سیاه آرد قلم وار.
اشرف مازندرانی (از ارمغان آصفی ص124).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر