اصطرخ

«لغت نامه دهخدا»

[اِ طَ](1) (اِ) تالاب و آبگیر. (برهان) (هفت قلزم). رجوع به اصطخر و استخر و صطخر و ستخر شود.
(1) - در هفت قلزم ضبط کلمه چنین است: بضم اول و سکون صاد مهمله و ضم و فتح طای حطی و رای غیرمنقوطه و خای معجمه زده. و در غیاث: بالکسر و بالضم.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر