اصطمه

«لغت نامه دهخدا»

[اُ طُمْ مَ] (ع اِ) اسطمه. معظم هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج العروس). || مجتمع یا وسط دریا، مانند اصطم و اسطم. (از تاج العروس). مجتمع و فراهم آمده یا میانهء دریا. (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به اصطم و اسطم و اسطمه شود. ج، اصاطمه. (مهذب الاسماء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر