«لغت نامه دهخدا»
[اُ صُ] (ع اِ) جِ اصیل. (اقرب الموارد). || و در این شعر اُصُل بمعنی مفرد آمده است : یوماً بأطیب منها نشر رائحه و لا بأحسن منها اذ دنا الاُصُل. اعشی (از تاج العروس). و رجوع به اصیل شود.