اصلاف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) دشمن داشتن کسی را. (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و به زن گویند: اصلف الله رفغک؛ ای بغضک الی زوجک. (قطر المحیط). دشمن گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || گران جان شدن. || کم خیر شدن کسی. (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر