اصل السوس

«لغت نامه دهخدا»

[اَ لُسْ سو] (ع اِ مرکب)(1)بیخ سوس است که بفارسی بیخ مهک و بهندی ملتهی و در بنگاله جیتهی مد نامند. (از مخزن الادویه) (آنندراج) (فهرست مخزن الادویه). کندر و سندروس نیز خوانند و آن صمغی است مشهور مانند کهربا و چون به آتش رسد بگدازد و بوی خوش دهد، بفارسی بیخ مهک گویند. (مؤید الفضلا). ریشهء شیرین بیان. (یادداشت مؤلف). اصل المشک است بپارسی بیخ مهک(2) و به اصفهانی آند. طبیعت آن معتدل است در گرمی و سردی و تری و خشکی نافع آید جهت خشونهء سینه و قصبهء شش و حلق، و تشنگی بنشاند. و دیسقوریدوس گوید: چون عصارهء وی وقتی که تر باشد در چشم کنند ناخنه را ببرد و جهت دشخواری زادن و حرقه بول و اختلاج وَدَج و عصب [ سودمند بود ] و اگر بیخ مهک خشک کرده سحق و در چشم کنند همان خاصیت عصاره دارد و ناخنه و گوشت زیاده ببرد و عصارهء وی جهت درد سینه و جگر و جرب مثانه و درد گرده نافع بود و بدل بیخ مهک نیم وزن آن رب السوس است. (اختیارات بدیعی). بپارسی بیخ مخ و بیخ بویه شیرین گویند، معتدلست، خشونت حلق و سینه و قصبهء شش را مفید بود و دفع تشنگی کند و سوزاک و جرب مثانه و انواع سرفه را سودمند آید و چون در وقتی که تازه باشد مقشر کرده بکوبند و آبش را گرفته نیم درم در چشم چکانند ناخنه را ببرد و شربتی از او دو مثقال تا سه مثقالست. (تحفه). و رجوع به سوس و الفاظ الادویه شود.
.
(فرانسوی)
(1) - La racine de reglisse (2) - در متن مهلک، ولی صحیح مهک است. رجوع به برهان قاطع (ذیل مهک) شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر