«لغت نامه دهخدا»
[اِ مِءْ] (ع مص) سخت گردیدن. (منتهی الارب). اشتداد. (از اقرب الموارد). || اصمئلال گیاه؛ در هم پیچیدن آن. (از اقرب الموارد). انبوه شدن گیاه و در هم پیچیدن آن. (از منتهی الارب). || اصمئلال خبز؛ خشک و سخت گردیدن نان. (منتهی الارب).