«لغت نامه دهخدا»
[اِ نَ / اُ حُ نَ](1) (ع ص) شب اضحیانه؛ روشن. تابناک. (از اقرب الموارد). اِضْحیه. (اقرب الموارد). شب روشن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). (1) - در اقرب الموارد بکسر و در منتهی الارب بضم است.